
احساس خشک ت را کویر مانندنامهربانی ات ...و من را...ابر باریدنحاصلش شد خون در دیده و یک بوته ی خشک و گل خار!!! ...
ادامه مطلب
ن دست بر روی شانه ام میگذاردxa0و ندر آغوشم میکشدن ابراز همدردی و ن حتی قطره ایی اشک تمساح شاید!!ریا نیست...ترحم نیست..افسوسی برای من ندارد...دوستت دارم...دلقک تلخ خنده های خیس ام!! ...
ادامه مطلب
همه چی خوبه...حال او و همه ی نبودن هایشروزام آرومه آرومه...دیگه برام مهم نیستن....خیلی ها....برام سخت بود بی تفاوت بودن اما.....فقط ی کوچولو قلبم تند میزنه وبعد انگار....با لرزش کوچیکش همه یِ مهربونی ها رو میریزه.....بی تفاوت میشه....ببین چ بلایی سرم آوردی ک اینجوری شدم....مهم نیست....حداقل خوبی اینبار شکستنم این بود ک....دیگه نمیشکنم....راحت بی خیال کارات...حرفات.....بدی هات.....بودن و نبودنت میشم.....واقعا مرسی....این الهه جدیدم رو....مدیون تو ام!!! ...
ادامه مطلب
دستان سردت را بده....کمی چشم هایم را نوازش کن!!!فشار آن همه قطرات شور و گرم.....دارد آتش م میزند. xa0 xa0... ...
ادامه مطلب
وباز هم منو تنهایی....منو ی بتِ سنگیِ بی رحم..........ازم میخواد محکم باشم...سنگ باشم مثه اون اما.....نمیشه.....بی خیالت شدم ولی این وجود جدید بدجور اذیتم میکنه.....انگار الی یِ قبلی رو کشتم و حالا..........باید دوباره ....باشم... xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 کاش یکی منو پیدا کنه xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ...
ادامه مطلب