
احساس خشک ت را کویر مانندنامهربانی ات ...و من را...ابر باریدنحاصلش شد خون در دیده و یک بوته ی خشک و گل خار!!! ...
ادامه مطلب
ن دست بر روی شانه ام میگذاردxa0و ندر آغوشم میکشدن ابراز همدردی و ن حتی قطره ایی اشک تمساح شاید!!ریا نیست...ترحم نیست..افسوسی برای من ندارد...دوستت دارم...دلقک تلخ خنده های خیس ام!! ...
ادامه مطلب
هی بیشعور دستت رو بده...ب چی داری نگاه میکنی؟هه...میخوای منو بشکنی و دوباره ی بهونه پیدا کنی واسه رفتن؟لازم نیستxa0پات رو بلند کنمیدونم خاکی و شکسته و بی ارزشه برات اماxa0xa0اینو بگیر و برو......قلبم را میگویم...ولنتاین تxa0مبارک ...
ادامه مطلب
نفرتت را...مهربانی ات را..صبر ت را...بی قرار بودنت را...آرام بودنت...آرام کردنت...مرهم بودنت...نمک بر روی زخم عمیق بودنت...خنده هایت...اشک هایت....چشمان پاکت...نگاه گاه و بی گاه سردت...محکم بودنت...ظریف بودنت....متن هایت...حرفهایت...شکستن اتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 وxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 دوبارهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 سر پا شدنتسردرگمی ات....تنهایی اتxa0رد خنجر هایی ک بر پشتت داری....الهه ی من...بت س...
ادامه مطلب